مرتضى مطهرى

239

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

دارد ، دو راه از خارج و دو راه از داخل . اينها در آخر حلق يك چهارراه تشكيل مىدهند . يك راه از بينى ، يك راه از دهان ، يك راه از ريه و يك راه هم از معده مىآيد ، چهارراه به وجود مىآيد و انسان اصلًا خبر ندارد كه يك چنين چهارراهى هست . در حال عادى از اين چهار راه دو راهش باز است : راه بينى و راه ريه كه هميشه انسان ، آزاد تنفس مىكند . ولى هيچ توجه داريد كه وقتى يك لقمه را به دهان مىگذاريد و مىجويد ، بعد كه جويده شد ديگر اختيار آن از دست شما بيرون رفته ، بى اختيار فرو مىرود و بلعيده مىشود ؟ وقتى كه مىخواهد فرو برود ، سه راه از اين چهارراه به‌طور خودكار بسته مىشود : يكى راهى كه از آن لقمه وارد شده ، ديگر راه بينى كه اگر باز باشد غذا مىرود در مجراى بينى و اسباب زحمت مىشود ، و سوم راهى كه به ريه مىرود و اگر باز باشد خيلى خطرناك است . فقط راه مرى و معده باز مىماند و لقمه به معده مىرسد . اين دستگاه به‌طور خودكار اين كار را مىكند ، راه خودش را مىداند . اين هم يك نوع هدايت است . بالاخره بايد لقمه به معده برسد . خود لقمه كه نمىداند چه بكند ولى دستگاه مىداند . عقل انسان هادى ديگرى است در وجود انسان . خيلى از مسائل است كه انسان آنها را به حكم عقل كشف مىكند . انسان مصلحتهاى خودش را به حكم عقل درك مىكند . مثلًا يك وقت به او دو كار عرضه مىشود ، فكر مىكند و يكى را انتخاب مىكند . اين ، فقط كار عقل است . آدمهاى ديوانه غريزه‌شان به اندازهء آدم عاقل هست ، حسشان هم به اندازهء آدم عاقل كار مىكند ولى عقلشان كار نمىكند ، اين هادى در وجودشان نيست . منطقهء اين هاديها با هم فرق مىكند . منطقهء غريزه محدود است . آنجا كه منطقهء غريزه است ، منطقهء فكر نيست . منطقهء حس هم منطقهء ديگرى است . منطقهء عقل نيز غير از منطقهء حس است . يك هادى چهارم وجود دارد و آن وحى است . ولى اين هدايت اين‌طور نيست كه به‌طور كامل در وجود هركسى باشد . نيروى وحىِ ناقص در هر كسى هست ، الهامات جزئى در هر كسى هست ولى وحى كامل در هر كسى نيست . خداوند افراد لايق را مبعوث و بر آنها وحى نازل مىكند كه يك سلسله حقايق و راههايى است كه انسان به آنها احتياج دارد . نه غريزه به آن حقايق و راهها راهنمايى مىكند نه حس ، و نه عقل مىتواند راهنمايى كند . اينجاست كه وحى به كمك انسان مىآيد و او را راهنمايى مىكند .